کارهای جدید ایلیا 4
خیلی وقته که تو وبلاگت چیزی ننوشتم به خاطر همین این کارات تقریبا از 3 ماه پیش و قبل از عیده تا بعد از عید
برف بازی امسالت اینطوری بود که من برات از تو بالکن برف میریختم تو بشقاب تو تو خونه بازی میکردی
بهر حال اینم یه جورشه دیگه

کفش تابستونی تازتو که مامانی و به قول خودت باباجی(بابای مامان) از کربلا برات آورده بودن و پوشیدی و پوشکتم زدی به کمرت داری میرقصی
نمیدونم این مدل رقص رو دیگه از کجا یاد گرفته بودی

اولین بار بود که از این مدل شهر بازیا میرفتی چیز زیادی هم نمیتونستی سوار شی ولی آخرش با گریه آوردیمت خونه

بیشتر از همه از این خوشت اومده بود که یه نی نی دیگه پیشت نشسته

اونشب برای روز پدر برای بابا یدونه از این مدل کیفا خریده بودم تو هم کیف قدیمیشو گرفته بودی از خودت جداش نمیکردی، ولی از این که بندش برات بلند بود حسابی کلافه شده بودی


این توپ رو همون روز تو پارک برات خریدیم تو هم حسابی دوسش داشتی البته همون روز فقط و با خودت سوار ماشینش میکردی

اینم مهارت ایلیا تو ماشین سواری


اینم که کاملا واضحه دسته گل آقا ایلیا



کارهای جدید ایلیا 4 

